سرماخوردگی مامان

 سلااااااام

مامانم سرما خورده. شب خودش نخوابید ما رو نذاشت به استراحتمون برسیم. خلاصه تا صبح هی فس فس کرده. بعدش غلت زده اینور اونور. حالا هم خوابالوئه. منم دیگه حال ندارم یه تکون کوچولو بخورم. خیال کرده با ۲ تا دونه خرما میتونه سر من کلاه بذاره تکون بخورم آخرش مجبور شد با اون گوشت کوبه؟ چیه؟ تالاپ تولوپ قلب رو شکار میکنه..... با اون منو معاینه کنه.  کاشکی زودی خوب شه منم راحت بشم از دست عطسه هاش و فس فسی که راه انداخته

برم بخوابم کمی......

خریدهای من

سلام خاله ها 

چند وقته سرم شلوغ بود با مامانی اینا هی میرفتیم برای من وسایل بخریم نمیتونستم وبلاگم رو آپ بکنم. حالا میخوام وسایلم رو بچینم اینجا که شما هم ببینین. راستی خاله سحر هم برام لباس خریده.  نگران رنگشش بود ولی من صورتی رو هم دوست دارم

 

خوابهای آقا هومن

چند روزیه همش خوابم میاد.

این مامانی هم مگه میذاره من استراحتمو بکنم. هی تکونم میده هی جابجا میکنه!!!

بابا دست از سرم بردار. همش نگران میشه!!!!!!!!!!!! منم از لجم اصلا تکون نمیخورم. هر وقتم بخوام تکون بخورم طوری تکون میخورم که اصلا متوجه نشه.

گله

سلام خاله‏ها و دوست جونا

من با همتون قهرم اصلا به وبلاگم سر نمیزنین. به هر حال......................

هر روز صبح مامانم منو با یه آهنگی از خواب بیدار میکنه... منم یکی دو تا لگد نثارش میکنم.

دست‏بردار که نیست اونم شروع میکنه به زدن من. منم اونو میزنم.

دیگه وقتی میبینم دست‏بردار نیست ولش میکنم بذاره بره بابا خوابمون میادددددددددد

اولین خرید هومن خان

راستی یادم رفت بگم با مامانی رفتیم لباس هم خریدیم. ببینین خوشگلن؟ 

 

عکاسی رفتن هومن

سلاااااااااااااااااااام

من دارم از آتلیه ی عکاسی میام دیروز با مامانم رفتیم از این عکاسی دسته ای ها. از همونایی که عکاس یه دسته میذاره رو شکم مامانی عکس نی نی رو میندازه بعدش هم آقای عکاس چند تا عکس خوشگل ازم گرفت. کلی هم از تیپ و قیافم تعریف کرد آخه منم زود چند تا ژست گرفتم اساسی. ندیدین مامانم چه عشق و حالی میکرد باور ندارین؟

بازی با مامانی

سلاااااااااااااااااااااااام

من چند روزه مشغول تمرین لگد پرونی بودم. برای همین غیبتم زیاد شد. یه خبر جدید............. امروز عصر با مامانم قرار دارم قراره بریم باهم سونو. ولی بازم این بابایی لوس دهن کجی کرد نمیاد سر قرار.  منم میدونم مهر ماه باهاش چیکار کنم زندگیشو به هم میریزم. کاری میکنم از این کاراش پشیمون بشه. 

عوضش خیلی هوای مامانمو دارم

دیروز برام موزیک پخش میکرد منم بهش جواب دادم البته با لگد!!!!!!!!!! حالا هی خودشو لوس میکنه که بازم ازم جواب بگیره. صبح زود منو از خواب بیدار کرده که چی؟ منم اصلا محلش نذاشتم. 

شما بگین آخه من چیکار کنم از دست این آدم بزرگا.......................؟