اولین روروئک بازی

هومن در غیاب تینا

هومن در غیاب تینا

اولین غلتیدن

 

3 ماهگی من...

بازم سلام

امروز من ۳ ماهه شدم....

حالا ببینین صبح اول وقت اینا منو چطوری سورپرایز کردن! منو ساعت ۸ بیدار کردن که میریم دکتر. چند تا گیر هم داده مامان به من... خیال میکنه من مریضم! منو بردن پیش عمو سیبیلو.... ۲ ساعت نشستیم اونجا تا نوبتمون شه.... منم از لجم کلی بازیشون دادم. بیشتر شیری که بهم دادن بالا آوردم ریختم رو لباسای خودم و بابا و مامان. بعدشم کلی دست و پا زدم تا همه فقط به من نگاه کنن...... و خیال کنن من از ۳ ماه بیشتر دارم! عمو سیبیلو هم گفت براش دوچرخه بخرینRunning Over آخه من همش دست و پا میزنم و دوست دارم تاتی تاتی کنم...

آخرشم عمو سیبیلو گفت ۷ کیلو شده ماشالله و قدشم ۶۳-۶۴ و هیچیش هم نیست. حالا برای اینکه مامانم زیادی گیر داده بود استامینوفن داد با شربت سرفه..... بابا مگه من سرفه میکنم آخه؟ از دست اینا آب دهنمون هم بپره گلومون باید شربت بخوریم.....

الو الو... تینااااااااااااااا .........

بقیه ی عکسا............

ادامه نوشته

کارهای جدید

سلام

به من میگن شیطون شدی! خیال میکردن منو میذارن یه جا همون جا میمونم. خیال میکردن بزرگ نمیشم! حالا من میخوام قبل از ۴ دست و پا راه رفتن آدم بزرگا رو یاد بگیرم! از بس شیطون شدم یادم میره شیر بخورم. مامانم که شیر میده مثل قحطی زده ها میخورم. آخه خیلی گشنم میشه.

امروز هم از بس تمرین راه رفتن کردم شیرمو که خوردم افتادم همون جا خوابیدم. دیروز توی خونه حوصلم سر رفته بود مجبورشون کردم ببرنم بیرون. وقتی دیدم لباس میپوشن فهمیدم داریم میریم بیرون و دیگه کاری نمیکردم و صدام درنمیومد..... ولی اونجا هم حوصلم سر رفت و همچین که لباس میپوشوندن بازم خوشحال شدم.

کلا از هر چیزی زود خسته میشم. از آویز تختم دیگه بدم میاد........... میگم برام روروئک بخرین.... پلی مت بخرین.... ولی بابام میگه هنوز زوده برای روروئک... اونقدر مجبورش میکنم منو راه ببره که آخرش برام روروئک بخره.... به جای پلی مت هم با لوستر و تابلوها حرف میزنم.

توجه............... برای دیدن بقیه ی عکسها ادامه مطلب رو ببینید.

ادامه نوشته

یادگاری

پسرم الان این سومین پستی هست که من تریبون رو ازت قرض گرفتم! یکی از پستهای نی نی سایتم رو برات اینجا ثبت میکنم که خودت ببینی که شبها چطوری میخوابیدی...... البته به پیشنهاد یکی از مامانای سایت:

خانوميييييييييييي گزارش ديشب:

قابل توجه تي تي.. ههههههههههههههههه

آقا 9:30 خواب شيرين تشريف بردند!!!! 11 بيدار شدند و طلب شير نمودند!!!!!!!!!!!! 90 تا ديگه.... گفتم ديگه تا صبح رفت حداقل تا 4!!!!!! 1 دوباره بيدار شده طلب شير نمودند با دعواااااااااااا حريف نشديم پدرش 30 تاشو دزديد 60 تا بهش داد.... دور از چشم من!!!!!!!!! 3 دوباره آقا شير خواست! 90 تا خورد خوابيد. 4 دوباره آلرت زد ما گشنمونه.... گفتم بغلش كنم پستونك بدم.... 1 ساعت و نيم توي بغلم با غر غر خوابيد. 5 دوباره 90 تا خورد!!!!!! 7 دوباره پدر شير داد 30 تاشو دزديد 60 تا داد!!!!!!!!!!! 9 دوباره 90 تا خورده و خوابيده.... فقط 7-9 بيدار بود. تمام 2 ساعت ميگفت منو سرپا نگه دارين ميخوام راه برم.... عجيب هم قدم برميداره رو هوا!!!!!!!!!! ميره به طرف اون كاور رنگيه كه دوستم براش فرستاده! يا دوست داره كلش بخوره به عروسكاي آويز. ديگه دوست نداره آويزشو كوك كنيم. يا بايد كله بزنه يا بايد نخ عروسكا رو تاب بديم بچرخه آقا تماشا كنه!!!!!!

خلاصه اين هم از خواب ديشب و كمك آقاي پدر!!!!!!!!!!!!!!

حالا حساب كنين هومن خان چند سي سي شير خورده؟!؟!؟!؟! و پيدا كنيد پرتقال فروش راااااااا

البته يك تئوري پيشنهاد داديم و اون اينه كه نميتونست پي پي كنه بهونه ميگرفت!!!!!!!!!!! ههههههههههههه قابل توجه تي تي باز هم با اين تئوري پردازيمون.

ماري حالا حدس بزن رشتم چيه............

یک خواب آسمونی

یه عکس تنوری از خواب قبل از ظهر آقا هومن خان

سایه ی دستهای پسملم

پسرم دوستت دارم عاشقتم. حتی سایه ی دستهاتم دوست دارم دیوانه وار..........

عکسای جدید و کارای جدید

سلااااام

این لباساییه که برای عروسی داییم میپوشم

اینجا هم لباسایی که خاله جون برام آورده رو پوشیدم خوش تیپ شدم

موهامو میبینین؟ دیگه کچل نیستمااااااااااااا

اینجا هم پستونکم رو برداشتم بذارم دهنم ولی نشد.

 

اینجا هم اون یکی طرف کادوی خاله سوزان که بیشتر دوسش دارم

 

اینجا هم دارم جذبه نشون میدم.

 

کادوی خاله سوزان

سلام سلام صد تا سلام

من اومدم با ۲ تا عکس جدید که کاور نرده ی خوشگلم رو نشونتون بدم. این کاور خوشگل رو خاله سوزان از انگلیس برام فرستاده. راستشو بخوایین مامانم بیشتر از من خوشحال شد!!!!!!!! آخه این دوستشو خیلی دوست داره.

من و دوستم پارسا

سلام

ما امروز رفتیم مهمونی خونه ی دوستم.