اولین کتککاری مامان
من بازم اومدم تا از فتوحات جدیدم بگم. از دیروز یاد گرفتم مامانمو کتک بزنم. خلاصه اونم کلی خوشش اومده منم بعضی وقتها میزنمش که حصرت به دل نمونه. اولش فکر میکردم که باید بیام بیرون که بتونم بزنمش ولی بعدا یهو یادم افتاد ای بابا از همینجا بزن دیگه.
فعلا برم.
میخواستم نذارم گوش بده رفته بودم گوشه ی راست ایندفعه رد گم کنی. ولی نامرد اومد گوشمو گرفت کشید بیرون.