21 ماهگی
این هم هومن ۲۱ ماهه! بله مادر جان به همین زودی ۲۱ ماه گذشت! و من همچنان همون کارهای سابقم را مبنی بر دق دادن بابا و مامان ادامه می دم! جنگ جنگ تن به تن هست. شبها از من مقاومت در برابر خواب و از اینها تلاش برای خوابوندن! تا اینجاش من پیروز میدان بودم و خداییش شعار چرا ۲۴ ساعت؟ بلکه ۲۵ ساعت را ادامه می دم
امروز این مادر جانم استراتژی جدید پیشه کرده و منو از ساعت ۹ بیدار کرده که چی بشه؟! خیال کردن من بیدی بیدم که با این بادها بلرزم!!!!! منم با اینکه گنگ و منگ بودم خودمو نگه داشتم تا الان! و صد البته اونها رو نگه داشتم تا الان! تا اینکه خوابم برد و این ننه ی معتادم زود دوید نشست پای کامی!
خدا رو شکر سایتشون بسته هست و نمی تونه با دوستاش چت کنه!![]()
جونم براتون بگه به جای تمرین فارسی دارم استانبولی تمرین می کنم! شاید این یکی بیشتر به دردم خورد!
کایو قهرمان مورد علاقه ی منه و تا جایی که بتونم کاراشو تقلید می کنم! فقط یه چیزی.... من رزی ندارم! حالا چکار کنم بی رزی؟
هر کی راهکاری داره ارائه بده لطفا!