سلام

من اومدم با عکسای جدید و شرح حالی جدید......

اول کارایی که بلدم:

۱- نبستن چشمهایم برای اینکه مبادا خوابم ببره...... حتی وقتی که خیلی خوابم میاد.

۲- تاتی تاتی کردن در حالی که از زیر بغل آویزون شدم به دستهای مامانی و بابام. حتی وقتی زیر بغلام درد میگیره بذارنم زمین گریه میکنم. خیلی وقتها دوست دارم بدوم!

۳- متنفر شدن از آویز تخت.(خیال کردن من نی نی کوچولوام.)

۴- بازی کردن با عروسکها.

۵- دوباره علاقه پیدا کردم با لوستر حرف بزنم.

۶- دوست ندارم شیر بخورم. ولی به من غذا نمیدن! هر چی نگاه میکنم و دهنمو تکون میدم بازم نمیدن!!!!!!

۷- وقتی میریم خونه ی مامان جون کلی کولی بازی درمیارم!!! و زود خسته میشم. توی خونه هم حوصلم سر میره! حالا من کجا باید برم؟ کاش همش تو راه باشیم.

۸- پیش همه کلی مامان و بابامو تحویل میگیرم ولی توی خونه پدرشونو درمیارم.

۹-همه میگن کپله ولی به خدا من روی نمودارم خاله ها!!!!!

این هم لینک نمودار قد و وزن من:             وزن هومن                قد هومن 

 

و اما عکسها:

من و جوجه ی زشتم که خیلی دوسش دارم!

من و دوستم که برام آهنگ میزنه و من خیلی دوسش دارم.

خود کپلم. (مامانم اسممو گذاشته خمیر وقتی خودمو لوس میکنم)!!!!!

اینم انگشت شستم که خیلی خوشمزس.......... کلاه مشدیمو دارین کهههههه

جذبه رو دارین؟؟؟؟؟؟؟؟