یک اعتراض سبز!
یکبار در راستای حمایت از مانی برخاستیم! و ثابت کردیم ما می توانیم! حال پدر و مادر را گرفتیم اساسی..... حال تمام نناها و بباها را گرفتیم! تا ثابت کنیم ما میتوانیم! حالا دوستان شما هم به من بپیوندید تا هر چه بیشتر حال اینها را بگیریم..... مظلومیت از این بیشتر؟ این مامانی من مرا برای آپیدن ماهانه به اینجا نیاورد و ما اینگونه ۱۱ ماهه شدیم! یک هفته هست مامی مامانی میکنیم! اما دریغ از یک جفت گوش شنوا که دست یاری به ما بدهد! و اینک من در این بیانیه به اطلاع می رسانم.... تا اطلاع ثانوی هیچ کلمه ی جدیدی ادا نخواهم کرد و قدم از قدم برنخواهم داشت! داروهایم را فوت خواهم کرد اساسی..... همچنان ملافه ام را با غرغر کنار خواهم زد..... تا این دو بدانند که من باید برای آپیدن ماهانه و نیم ماهانه باید در وبلاگ سبزم حضور سبزداشته باشم! تا بدانند که من برای تولدم باید عکس هنری گرفته باشم! من هر بادکنکی که فوت شود را خواهم ترکاند تا بدانند که حق ندارند مهمان دعوت کنند و تولد مرا شلوغ کنند! باید بدانند که باید یک کیک گنده برایم سفارش دهند که من خرابش کنم! چنگش بزنم! آن هم بدون اینکه تا یکسالگی راه بروم!
همینجا افشاگری میکنم که این مامان تنبلم مرا نیاورد تا وبلاگ ویونا را لینک کنم و همینطور آن دوست ۸ ماهه ام را.... عزیزان من تمام این خواسته هایم را عملی خواهم کرد ولی به کمک شما پس به پا خیزید برای حمایت از این حامی حقوق کودکان زیر یکسال......