سلام بر خاله های خوب و مهربان

اکنون من یکساله هستم مرد شده ام! اخم می کنم. به خانومها اصلا رو نمیدم! تا این مامانم همش منو مهمونی ها و نی نی پارتی ها و نی نی پارکی های خانمانه نبره! نمونش همین چند وقت پیش منو برد نی نی پارکی اصلا نخندیدم! این هم شاهدش:

ولی وقتی لواشک می خوریم..... می خندیم اساسی. باز هم این شاهدش:

من ثابت کردم که در ادامه ی تهدیدهایم جدی هستم و هنوز راه نمی روم..... این بابا و مامان خودشان را جمع و جور کرده اند اساسی......... ازم می ترسن اصلا! هر وقت بخئوان منو ببرن مهمونی های شبانه شب اونقدر دیر می خوابم که توبه کنن. ولی مگه توبه سرشون میشه...... منم ۱ زودتر نمی خوابم! همین الان هم که مامانم داره می آپه من بیدار شدم تا مزاحمش باشم بعد قر بزنم که این منو نمیاره آپ کنم! آنوقت دوباره بیانیه میدم آبروشو می برم!

آخه ننه جون تفلد رو با افطاری یه جا می دن؟؟؟؟؟ اونم ۵ روز زودتر؟ آخه کجای دنیا دیدین تفلد ۵ روز زودتر اتفاق بیافته! منم شمعمو فوت نکردم حالشون گرفت ضمنا لازم میبینم از پدر جان تشکر کنم که کیک رو مالید به در یخچال و مامانم کم مونده بود گریه کنه.

خلاصه اینکه ۲۱ شهریور تفلد اصلی ماست و ما تصمیم داریم فردا یک تفلد واقعی بگیریم که کسی مزاحم نباشه. ولی راستش خوب شد ۵ روز پیش هم تفلد گرفتیم چون بهم کادو هم دادن

دوباره میام و گزارش تفلد اصلیمو میدم.