بالاخره هومن برای منم نام کاربری ایجاد کرد خودمم بتونم پست بذارم! فرزند سالاری هست دیگه چه میشه کرد!

امروز هم خیلی خندیدم و هم احساس حماقت کردم!

برای بار ۱۰۰ ام توی این یک و نیم ماه گذاشتمش جلوی پنجره که ماشینها رو تماشا کنه! آخه ناراحت بود که چرا خونه ساکت نبود تا ساعت ۷ شب خواب بعد از ظهری بکنه یه نگاهی به ماشینا انداخت و با اون زبون شیرین کودکانه گفت " ماشینی دی هومن" یعنی "ماشین بود هومن"

این کوچولوها بیشتر از اونی که ما فکر می کنیم می فهمن!