هومن 23 ماهه
سشوار کیشون کیشون است!
ماجمله می گوییم! البته وقتی لازم باشه! مثلا وقتی بابا در حال خوندن کتابه و ما حوصلمون سررفته یک هو زبانمان شکوفا می شود و می گوییم: بابا تتابی گوی اوآ! (بابا کتابو بذار اونجا!) بقیه ی جاها فقط جیغ و داد راه می اندازیم!
همه ی کارتونهای یومورجاک را می شناسیم و گوشه ای از آهنگ را بشنویم زود اسم کارتون را می بریم!
آقا ما بسی روابط ارتباط جمعی مان خوب است! حتی کارگرهای قالیشویی را هم می خواهیم برای شام نگه داریم!![]()
رفتارهای سر سفره مان در حال اصلاح است![]()
بعضی چیزها را با ترجمه فارسی می گوئیم! بسین=اوتی-بیا=جه-احوالپرسی می کنیم! سنام... دیدوری؟ حوبی؟ آنقدر مودب هستیم که کسی ما را ببوسد تشکر می کنیم! ههههههههه کسی را هم ببوسیم یادآوری می کنیم تشکر کند! ما آنقدر مودب هستیم که با بعضی چیزها که نام بردنشان خوب نیست در دستشویی احوالپرسی و بعد خداحافظی می کنیم تا بروند پی کار و زندگی شان! آخرین بار یک در شامپو را هم راهی چاهک توالت کردیم و این دو را در کف این حرکت غافلگرانه قرار دادیم! اقدامات متحیر العقول این دو برای بازگشایی مسیر هنوز به نتیجه نرسیده است![]()
